مرحوم بیرجندی گویندبرای زمین کربلا اسامی بسیار است از همه معروف تر کربلا می باشد که از کربله مشتق شد ه به معنای سستی پای .
معنای دیگر آن فرو رفتن به آب گل است و نیز به معنای پاک نمودن و بار دادن گندم برای نرمی و پاکی آن زمین از کوه و سنگ کربلا گویند . و یا مشق از کربل می باشد و آن گیاهی است که گل سرخ روشن داد شاید آن گیاه در این زمین بسیار بوده ...
چون از قبل محل تزلزل و ابتلای انبیا و اولیاء بوده – چنانکه از حدیث مفصل « منتخب طریحی » ظاهر است – به این ملاحظه ممکن است مخفف کرب و بلاء باشد...
احتمال آخر صحیح تر است چون از احادیث استفاده می شود که مخفف کرب و بلاء است . مراد آن سرور از کربلا در عبارت « بین النواویس و کربلا » ( در خطبه خود که قبلا گذشت ) قریه کربلاست چه قریه کربلا دهی معین بوده و نواویس ممکنست که در آن وقت مقبره معروفه ای بوده در آن نزدیکی از یهود و نصاری که در دهات و قراء کوفه ساکن بودند که حضرت امیرالمومنین علیه السلام مدتی شریح قاضی را از کوفه عزل فرمود:و او را به آنجا فرستاد تا میان یهود خارج کوفه حکم و قضاوت کند.
شاید آن سرور می دانست که پسر سعد ملعون اجساد خبیثه یاران خود را در آنجا دفن خواهد کرد که بدتر و شقی تراز هر یهودی و نصرانی و مجوسی خواهند بود . از این جهت آن موضع را نواویس فرموده که موضعی در جهنم می باشد . چنانکه در روایت صدوق علیه الرحمه در باب قضا کتاب « فقیه » آمده که نواویس از شدت گرمی خود به خداوند شکایت کرد خطاب به به او رسید که ساکت باش زیرا مکان قاضیانی که بنا حق قضاوت می کنند و صلاحیت آن را ندارند از تو گرم تر است و عذاب آنها سخت تر می باشد.
فاضل کامل و مطلع خبیر سید عبدالحسین – کلید درا بقعه مبارکه حضرت سید الشهدا علیه السلام – می فرمود: نواویس تا نزدیک پل سفید می باشد که قبرستان بابل بوده و در آنجا مرده ها را میان خم می گذاشتند و دفن می کردند و فعلا در آن خمها – که پیدا شده – خاکی است که چون در آتش بریزند بوی گندی از آن ساطع می شود. و کربلا شهری مقابل نواویس و دو نهر – علقمه و نینوی – بوده که الان آثاری از نهر علقمه موجود است ....